داستان های جیمز فصل 2 بخش5
مرز بانان از مافوق خود اجازه کسب کردن مرکز به آنها اجازه داد اما مرکز هماهنگ کرد و همان موقع یک تیم رهایی از گروگان به منطقه احزار کرد مرز بانان آنها را معطل کردن تا مامورین تیم برسند و به نورمن گفتند که صبر کند تا رئیسشان بیاید و معامله کند نورمن مدام تحدید به کشتن سرهنگ می کرد و مرزبانان هم معطل می کردند همان موقع یک هلی کوپتر و چند ماشین یگان ویژه سر رسیدند چتر بازان پریدند و چند افسر از جلو حواس نورمن را پرت کردند و افسری از پشت اسلحه روی سر او گذاشت و او را خلع سلاح کرد.

در همان هنگام که حواس ماموران پرت بود قرص سیانور که توی گردن آویز جاساز شده بود را قورت داد مامورین در آن لحظه متوجه نشدند ولی کمی بد از دهان او خون بیرون می آمد و تازه آنها ماجرا را فهیدند فورا او را با اورژانس به بیمارستان بردند وقتی به بیمارستان رسیده بود تمام کرده بود اما داخل جیب هایش را که گشتند کارت شناسایی او بود که نشان می داد او عضو سرویس اطلاعاتی یک کشور اروپا است و اما اون پلیس نجات پیدا کرد اما چند پلیس به طور نامحسوس او را زیر نظر داشتند که از او حفاظت کنند فردا که روزنامه ی جدید آمده بود خبر خودکشی نورمن و سمت او تیتر اول روزنامه ها شده بود یک روز که اون مامور پلیس که تحت حفاظت بود داشت به خانه بر می گشت تصادف کرد و در راه انتقال به بیمارستان تمام کرد جیمز به اداره رفت تا خود شخصا در مورد این مسئله تحقیق کند.

او با مشورت با تیمی که وظیفه ی حفاظت از آن سرهنگ را داشت فهمید که این تصادف امدی بوده و با تعقیب نامحسوس ماشینی که به آن سرهنگ زده فهمیدند پناه گاه آنان کجاست و با یک لشکر ارتشی رفتند و همه ی آنان را دستگیر کردند خود جیمز کارشناسی آن پرونده را بر عهده گرفت جیمز از همه ی افراد گروه بازپرسی کرد و پس از انتقا به دادگاه همه ی آنان اعدام شدند به جز کسانی که به زور وارد این کار شده بودند و برای آنان پنج سال حبس برید.
پایان فصل دوم داستان های جیمز












