داستان های جیمز بخش 3

بله آن ورودی، ورودی فاضلاب بود که یک طرفش به خیابان چانری لین وصل بود و یک طرفش به حیاط خانه ی جیمز بله به همین دلیل بود که نگهبان پلیس آنها را ندیده بود چون از کوچه ی پشت خانه آمده بودند.

https://s6.uupload.ir/files/private-detective1_bnsh.jpg

جیمز با چند تن از مامورین آگاهی وارد کانال فاضلاب شد که شاید سر نخی از آنها پیدا کنند یک فرد درون کانال افتاده بود باند قاچاق فکر می کرد آن فرد که خفه اش کرده بودند مرده اما اینگونه نبود آنها بی احتیاطی کردن احتمالا آن فرد مهره ی سوخته بوده که می خواستن او را بکشن ولی موفق نشدن اما فکر می کردن مرده فورا آمبولانس خبر کردن تا او را به بیمارستان ببرد و درمان کنند ویک مامور هم گذاشتند جلوی در اتاقش که مواظب باشد، برای این که پلیس می دانست آن فرد اعتراف نمی کند و شخصی حرفه ای است نقشه ی فریب کشید یک جفت کفش روی زمین کنار تختش گذاشتن و مامور هم وانمود کرد که میرود بای خود غذا بخرد در همان فرصت بود که متهم گریخت اما چون فردی حرفه ای بود و نمی توانستند او را تعقیب کنند در زیر کفی کفش او یک جی پی اس گذاشتند او پس از فرار از بیمارستان اول به یک خانه رفت و پس از خروج کاملا تغییر قیافه داد اما حواسش به کفشش نبود که پلیس در آن جی پی اس کار گذاشته بود.

https://s6.uupload.ir/files/untitled_0gf2.png

 

و هرجا که می رفت پلیس او را کنترل میکرد مدام در کوچه ها به صورت الکی دور می زد که اگر کسی تعقیبش می کند گمش کند و سر انجام به کجا رفت؟

منتظر بخش چهارم داستان های جیمز باشید.