داستان های جیمز بخش 2
او به اداره ی آگاهی رفت و ماجرا را کامل تعریف کرد پلیس به او گفت:که خانه اش دیگر امن نیست و باید به خانه ی دیگری ملحق شود و مامورین آگاهی هم به خانه ی او رفتند و از همه جا عکس برداری کردن و درهای انبار که باز شده بود را انگشت نگاری کردن و ماموری یرای شناسایی متهم گذاشتن که به صورت مخفی در ورودی را تهت کنترل داشته باشد. اما پس از یک هفته کنترل هر روز صبح که سر می زدن می دیدن اثر جدیدی از متهم به جا مانده بود و نگهبان هم چیزی ندیده بود و دو روز بعد ماموری که خانه را کنترل می کرد هم مفقود شد و اما کلاه او را در جایی که مستقر بود پیدا کردن که پاره شده بود. فهمیدن که مامور با آنها درگیر شده اما زورش نرسیده مامور کاملا دوره دیده بود بنا بر این آنها چند نفر بودند نه یک نفر اما چرا در حیاط خانه ی جیمز فقط یک رد پا بود و اثبات می کرد. متهم فقط یک نفر است.
اما جواب این سوال این است که چند نفر از آنها بیرون گشت می زدن و نگهبانی می دادن و فقط یک نفر از آنها وارد خانه می شده و اینکه چرا نگهبان پلیس، شخصی که وارد خانه می شده را ندیده، این موضوع را خود جیمز بررسی می کند او تمام خروجی و ورودی های خانه اش را چک می کند، هیچ اثری از وارد شدن کسی نیست. به جز یک ورودی که کیفی در نزدیکی آن افتاده بود، اما کدام ورودی؟
منتظر بخش سوم داستان های جیمز باشید.

